خرید بک لینک
آمدی دیده ی دل غرق تماشایت شد
سینه ی قرنیه ها عاشقِ بالایت شد

لبِ گلخانه نشستی ولبت خندان بود

گلِ نرگس، نفَسی مست ِ مسیحایت شد

دفترِ خاطره ،آغوشِ محبّت بگشود

قلمِ عشق، بلغزید و فریبایت شد

ساحلِ غمزده ی دل ، شبِ رویایی شد

موجِ شادی، سر و تن،رهزنِ دریایت شد

دستکِ شوق کشیدی به سر و رویِ دلم

سینه و چشم و نَفَس ، عاشقِ شیدایت شد

صبجگاهان که شمیمِ خوشِ رویت تابید

بوته ی معرفت از شوق ، شکوفایت شد

سالها تیرِجدایی، پر و بالم بشکست

مرهمِ وصلِ طلب کرد ومهیایت شد

"وامق" از روزنه ی نور به بیرون نگریست

ای عجب ! عاشقِ آن زلفِ چلیپایت شد

برچسب: نویسنده: آراد نجفی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 11:26

صفحه بندی